آخرین جرعه...

من مناجات درختان راهنگام سحر،رقص عطرگل یخ راباباد،

نفس پاک شقایق رادرسینه ی کوهلبخند،

صحبت چلچله هاراباصبح، نبض پاینده هستی رادرگندم زار،

گردش رنگ وطراوت رادرگونه ی گل

همه رامی شنوم،می بینم،من به این جمله نمی اندیشم!

به تو می اندیشم.ای سراپاخوبی،تک وتنهابه تومی اندیشمقلب.

همه وقت،همه جا،من به هرحال که باشم،

به تومی اندیشم توبدان این را،تنهاتوبدان،

توبیا،توبمان بامن،تنهاتوبمان.

جای مهتاب به تاریکی شب هاتوبتاب،من فدای تومژه،

بجای همه ی گلهاتوبخند،اینک این من که به پای تودرافتادم باز،

ریسمانی کن ازآن موی دراز،توبگیرتوببند!

توبخواه پاسخ چلچله هارا،توبگو،قصه ی ابروهوارا،

توبخوان توبمان بامن تنهاتوبمان،دررگ ساغرهستی توبجوش،

من همین یک نفس ازجرعه ی جانم باقی استفرشته،

آخرین جرعه این جام تهی راتوبنوش..


فریدون مشیری

 

سالروزازدواج حضرت علی(ع) وحضرت فاطمه(س)

روبه همه دوستان عزیزتبریک می گمتشویققلب

 

/ 1 نظر / 19 بازدید
akopo

سلام خانم بهار من آکوپو هستم لطفا به من در تلگرام پیام بدید. @akopo_35